تبليغاتX
يادداشت‌هاى مهدى وفائى‌فرد
 
 
 
 

 

 

صفحه نخست
ايميل ما
آرشیو مطالب
پروفایل مدیر وبلاگ
لينك آر اس اس
عناوین مطالب وبلاگ
طراح قالب


خبر جشن‌واره كل در خبرگزاري ايكنا

وب نوشت‌هاي يك شيميايي

«یاداشت‌های روزانه» حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

اوقات خوش آن بود...

خبر برگزاري «خاكريز خاطرات» در شهيدنيوز

«علي شيميايي» اعدام مي‌شود!

دانشجويان گراشي در سرتاسر ايران

پايگاه خبري تحليلي شهيدنيوز

صفحه جنبش سبز علوی از فیس‌بوک Facebook حذف شد

«خاکریز خاطرات» مرثیه‌ی یک جنگ از دست رفته نیست

تمام پیوند های روزانه


آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

رهبرم
تفحص نور
مرجع وب‌هاي گراش
1گراشي ـ سعيد عالمي
وبلاگ شخصی محمدامین نوبهار
شايد ـ محمدحسن جعفري
خانه‌ام گراش ـ محمدحسن جعفري
ديگر... ـ محمد صادقي
مواج ـ مصطفی کارگر
هرچي دلم مي‌خواد مي‌گم ـ‌ مرتضي زارعي
اقليم رهايي ـ حسن حسيني
سبزترين ـ حسن حسيني
دیوار نویس ـ محسن عبدالهی
جایی برای درد و دل خودم با ... ـ حامد نوروزي
خاطرات یک معلم ـ ن.رحمانیان
انجمن انديشه‌نوين گراش
گا‌ه‌نوشته‌های یک جوان ـ محمدکاظم جعفری
یادداشت‌های محمد فرهمندفر
مانیفست نیمه‌کاره یک VIP ـ ف.دلاوران
Badboy Reader ـ فردين شوري
اشعار ناب ـ فردين شوري
حاميان دكتر حسني
Check Google Page Rank
 
محمدکاظم هم رفت...  
 
 

 


محمدکاظم
هم مثل خیلی‌های دیگه رفتنی شد. چه روزهایی با هم داشتیم، اما حالا...محمدکاظم؛ رفتن قاطی مرغا چه حسی داره؟!

تبریک؛ ان‌شاءالله به پای هم پیرشین...


بعدالتحریر:
- انگاری همه منتظر محمدکاظم بودن؛ ... و ... هم تبریک!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 20 مرداد1388|  |

 



 
سربازی...  
 
 

 

این چند روزه یاد خدمت رفتن(!) خودم افتادم. این علامت تعجب به خاطر اینه که بچه ها سَرم رو از ته تراشیدن، ولی ما پامون به خدمت باز نشد و با یه کله کچل معاف شدیم.
بگذریم... اصل ماجرا اینه یکی از رفقای ما داره میره خدمت. جایی که من تجربه اش رو نداشتم، ولی دلهره رفتن اش رو چرا. الان هم نمی دونم توی ذهن مهدی چی میگذره...

به هر حال امیدوارم که اولا این که آدم رو علاف نکنن؛ یعنی نگن چندماه بعد برگرد، خودم اینو کشیدم، از فحش بدتره (رجوع شود به +). و این که خدمت رو یه جای خوب بیفته، هم خوش آب و هوا و هم نزدیک! و در آخر هم این که صحیح و سالم و ... برگرده.


بعد التحریر: دعای من ـ که یه جای نزدیک و خوش آب و هوا بود ـ مستجاب شد: جهرم، جهنم سبز!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388|  |

 



 
100 میلیون تومان نقد!  
 
 

 


در پی افزایش آدم ربایی و درخواست های 100 میلیون تومانی (آن هم از نوع نقد!) به جمیع خرپول های عزیز پیشنهاد میشود که از سپرده گزاری بیش از 100 میلیون تومان در حساب های خود، خودداری نموده و با توجه به وجود بانک ها، موسسه ها و صندوق های قرض الحسنه مختلف در سطح شهر، شهرستان، استان و کشور، اقدام به گشایش حساب های مختلف در تمامی بانک ها نمایند!

پ.ن1: با این کار دیگر بانک ها نیز از لطف بیکران شما مستفیض خواهند گشت.
پ.ن: در غیر این صورت بنده و دیگران دست اندکاران این امر، هیچ گونه مسئولیتی را متقبل نشده و من بعد از هرگونه اطلاع رسانی در این موارد خودداری خواهیم نمود!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در جمعه 7 تیر1387|  |

 



 
مواظب کافی نت ها باشید!!!  
 
 

 

همین که از دست سرعت پایین کامپیوترت خسته میشی، (اگه بد موقع نباشه!) میتونی بپری روی موتورت و یه سر به این دو سه تا کافی نت هایی که تو شهر داریم بزنی!

من که اینطوریم! مخصوصا با این کامپیوتری (یا همان رایانه پارسی!) که من دارم، از یه اکانت ۱۰ ساعته فقط چند ساعتیش مفیده و بقیه دود هوا!

چن وقتی شده بودیم از این مشتری های پرو پا قرص کافی نت های گراش... همین که حوصله ام سر میرفت، یه کلاه سرم میگذاشتم(!) و راهی یکی از این کافی نتا میشدم. چند مدتی وضع به همین منوال میگذشت که یه روز یکی از رفقا باهام تماس گرفت که: مهدی تو الان رو خطی؟ گفتنم: نه! مگه چیه؟! گفت که پس چرا آی دی یاهوت بازه؟!!! گفتم: آی دی یاهو من؟! گفت: آره!

هنوز حرفش تموم نشده بود که دستپاچه پریدم رو موتور و سر سه سوت (تمرین واسه خدمت سربازی) خودم رو رسوندم کافی نتِ ...! (از آوردن هرگونه اسم جدا مامور و معذوریم!) رفتم داخل دیدم یه پسره نشسته پشت کامپیوتر، آی دی اش رو دید زدم، دیدم ای دل غافل آی دی خودمه! (چون با طرف رودربایستی داشتم نتونستم باهاش برخورد جدی(!) داشته باشم.)

خلاصه چند وقتی بی خیال این قضیه شده بودم که میدیدم آف هام نیس! پیغام خصوصی فروم هایی که توش عضو بودم خونده شده و ... !!! بعد از کلی تحقیق و عدم نتیجه، یه دفه به ذهنم اومد که نکنه کافی نت ها ...؟!

خلاصه ما هم دست این رفیقمون ــ که یه نمه از هک و این جور چیزا حالیشه ــ رو گرفتیم و بردیم کافی نت! بعداز کلی سرچ (همان جست و جو) یکی از اون "کی لاگر" های (Key Logger) قشنگ و ناز رو پیدا کردیم! (البته من فقط تماشاچی بودم!)

خب حالا keylogger چی هست؟! با سرچ کوچولو تو گوگل، می تونین جواب این سوال رو پیدا کنین. این برنامه، یه نرم افزار جاسوسیه(!) که روی کامپیوتر نصب میشه و هرچی که شما رو کیبورد تایپ کنین تو اون برنامه ذخیره میشه و میشه به راحتی انواع پسوردهایی که بعد از یوزرنیم تایپ میشه رو بدست آورد. (البته این برنامه به صورت سخت افزار هم موجود هستش که...!)

خب از اصل ماجرا دور نشیم... بعد از این که سیستم های این کافی نت رو دید زدیم، رفتیم سراغ بقیه کافی نت ها! دیدیم بَه بَه! انگاری این کافی نت ها جمیعا ...!

آره دیگه... این درس عبرتی شد تا با همون سیستم خودم بسازم و بسوزم و آتیش بگیرم و ... شماره 125 چنده؟!

گفتم که اگه یه موقع شما هم حوصله تون داره سر میره کلاه سرتون بزارین تا حوصله تون سر ریز نشه و اگه شد، مواظب کافی نت ها باشین!!!

 

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در جمعه 16 فروردین1387|  |

 






 
 
 
  بلاگفا تم دیزاینر