تبليغاتX
يادداشت‌هاى مهدى وفائى‌فرد
 
 
 
 

 

 

صفحه نخست
ايميل ما
آرشیو مطالب
پروفایل مدیر وبلاگ
لينك آر اس اس
عناوین مطالب وبلاگ
طراح قالب


خبر جشن‌واره كل در خبرگزاري ايكنا

وب نوشت‌هاي يك شيميايي

«یاداشت‌های روزانه» حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

اوقات خوش آن بود...

خبر برگزاري «خاكريز خاطرات» در شهيدنيوز

«علي شيميايي» اعدام مي‌شود!

دانشجويان گراشي در سرتاسر ايران

پايگاه خبري تحليلي شهيدنيوز

صفحه جنبش سبز علوی از فیس‌بوک Facebook حذف شد

«خاکریز خاطرات» مرثیه‌ی یک جنگ از دست رفته نیست

تمام پیوند های روزانه


آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

رهبرم
تفحص نور
مرجع وب‌هاي گراش
1گراشي ـ سعيد عالمي
وبلاگ شخصی محمدامین نوبهار
شايد ـ محمدحسن جعفري
خانه‌ام گراش ـ محمدحسن جعفري
ديگر... ـ محمد صادقي
مواج ـ مصطفی کارگر
هرچي دلم مي‌خواد مي‌گم ـ‌ مرتضي زارعي
اقليم رهايي ـ حسن حسيني
سبزترين ـ حسن حسيني
دیوار نویس ـ محسن عبدالهی
جایی برای درد و دل خودم با ... ـ حامد نوروزي
خاطرات یک معلم ـ ن.رحمانیان
انجمن انديشه‌نوين گراش
گا‌ه‌نوشته‌های یک جوان ـ محمدکاظم جعفری
یادداشت‌های محمد فرهمندفر
مانیفست نیمه‌کاره یک VIP ـ ف.دلاوران
Badboy Reader ـ فردين شوري
اشعار ناب ـ فردين شوري
حاميان دكتر حسني
Check Google Page Rank
 
دينه داريم؟!  
 
 

 

چند وقت پيش توي كوچه‌مون عروسي بود. ما اين سر كوچه و عروسي اون سر كوچه. نوار گذاشته بودن كه فكر مي‌كنم تا چارتا كوچه اون‌ورتر هم صداش مي‌رفت. خواننده هم زن بود. تو اون 3 - 4 شب يه ديقه هم صداش قطع نشد. من موندم چرا تو اين چند شب كسي نبود اعتراض كنه. داد و هواري راه بندازه و بره پيش امام جمعه و اين‌ور اون‌ور شكايت كنه!
اما از اين طرف تا دل‌تون بخواد ديدم كسايي كه حتي به خاطر صداي اذان و قرآني كه از مسجد پخش ميشه هم اعتراض مي‌كنن و تلفن مي‌زنن به دفتر امام جمعه و فوري هم فتواي مراجع رو از بر مي‌خونن كه نبايد همسايه‌آزاري كرد و ... . انگاري اين جماعت اطلاع ندارن كه همون مرجعي كه گفتن نبايد با صداي بلندِ مناره‌ها همسايه‌آزاري كرد، گفتن كه صداي زن و اين‌جور آهنگ‌ها هم حرامه!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در چهارشنبه 4 آذر1388|  |

 



 
تبليغات «جشنواره‌ي كَل» در حد هيچ!  
 
 

 

چند روز پيش داشتم مجله‌ي رشد نوجوان رو ورق مي‌زدم كه رسيدم به يك مصاحبه با مهدي حکمفرمايي، كارگردان فيلم كُرُش، كه سال قبل، در بخش مستند جشنواره‌ي فيلم كوتاه كَل گراش مقام اول رو به دست آورده بود. توي مصاحبه‌اش به جشن‌واره كل هم اشاره كرده بود، اما اين به اين صورت: «... و جشن‌واره  استاني "كل گراش" كه در شهر لارستان برگزار شد...»! مقصر اين فرد نيست. مقصر اصلي، برگزاركننده‌هاي جشن‌واره و خود ما هستيم كه قدرت مانور روي اين‌جور موارد رو نداريم.
امسال هم فقط به همين تبليغات كاغذي و محدود زيرنويس‌هاي شبكه استاني بسنده شده، و عملا در فضاي اينترنت و سايت‌هاي خبري، مطلبي رو در مورد اين جشن‌واره نمي‌بينيم. سايت جشنواره هم وضعيت خوبي نداره كه اين‌جا نوشتم.
الان كه جشن‌واره استاني شده مي‌شه خيلي راحت با خيلي از خبرگزاري‌ها ارتباط برقرار كرد و خبرها و گزارش‌هاي زيادي رو دراختيارشون قرار داد. اين كارها هم در جا انداختن جشن‌واره فيلم كل موثره و هم مي‌تونه شهر گراش را به بقيه معرفي كنه. بايد از تمام پتانسيل‌هاي موجود استفاده كنيم.


لينك‌هاي مرتبط:
- مصاحبه مجله رشد با مهدي حكمفرمايي (براي دانلود)
- فارس‌نيوز و برگزاري جشنواره كل در شيراز (خبر جشنواره پنجم)

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در شنبه 30 آبان1388|  |

 



 
مشكل قالب  
 
 

 

سلام
مثل اين‌كه از همين ابتدا، مشكلات ما شروع شده! انگار قالب جديد وبلاگ فقط با رزوليشن‌ 768*1024 سازگاره و با رزوليشن‌هاي بالاتر و پايين‌تر مشكل داره. البته با همين رزوليشن مرورگرهاي فايرفاكس و كروم رو چك كردم، كه مشكلي نداشت.
سعي مي‌كنم تا چند روز  آينده، اين مشكل رو برطرف كنم.


پي‌نوشت:
- اگه ديدين رزوليشن سيستم شما 768*1024 هستش و باز هم قالب مشكل داره، يه ندايي بدين.

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در پنجشنبه 28 آبان1388|  |

 



 
محمدکاظم هم رفت...  
 
 

 


محمدکاظم
هم مثل خیلی‌های دیگه رفتنی شد. چه روزهایی با هم داشتیم، اما حالا...محمدکاظم؛ رفتن قاطی مرغا چه حسی داره؟!

تبریک؛ ان‌شاءالله به پای هم پیرشین...


بعدالتحریر:
- انگاری همه منتظر محمدکاظم بودن؛ ... و ... هم تبریک!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 20 مرداد1388|  |

 



 
مردی که می‌آید...  
 
 

 

- حال و هوای این روز‌ها منو یاد خونه‌ی مادربزگم می‌ندازه. خونه‌ای که بعد از رفتن مادربزرگ سوت و کور مونده. سال‌های قبل، وقتی ماه شعبان ‌می‌رسید با خوشحالی می‌رفتیم خونه‌ی مادربزرگ و وسایل آذین رو از پشت‌بوم خون‌شون پایین می‌آوردیم و برای 15شعبان خونه‌ رو آذین می‌بستیم.
از وقتی که مادربزرگ رفته، دیگه خوه آذین‌بندی نشد، دیگه گهواره‌ای نیست که نگاش کنیم و لذت ببریم، دیگه ...

- وقتی که از ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ صحبت می‌کنیم، اولین چیزی که به ذهن خیلی‌ از ماها می‌رسه اینه که حضرت با یه شمشیر ظهور می‌کنه و هرکی که «نه» بگه و رو به هلاکت می‌رسونه و الی آخر.
اما هیچ‌وقت به این‌نکته توجه نکردیم که خداوند صفاتی داره هم‌چون رحمان، رحیم، رئوف، لطیف و ... . حالا مگه میشه کسی که جانشین خدا روی زمینه این صفات رو نداشته باشه؟! قطعا این‌جوری نیست! کسانی که به حضرت ایمان می‌آرن جز مهربانی نصیب‌شون نمیشه و کسای به جنگ علیه حضرت بر می‌خیزن، چیزی جز هلاکت نصیبوشن نمیشه؛ که خداوند می‌فرماید: «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم»
و این‌رو هم توی دعای کمیل می‌خونیم که «یا سریع الرضا» و قطعا «بقیةالله فی ارضه» هم سریع‌الرضاست...

پی‌نوشت:
- اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
- انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است. حضرت امام خمینی(ره)

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در شنبه 17 مرداد1388|  |

 



 
روز جانباز و پاسدار  
 
 

 

من به این‌که پدرم هم جانباز است و هم پاسدار، افتخار می‌کنم.

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 6 مرداد1388|  |

 



 
Boycott SohbateNow (؟!)  
 
 

 

سلام
این را چند روز پیش برای‌ام کامنت گذاشته بودند:

«سلام دوستان
از نوشتن در وب خسته نباشيد يه درخواست از شما دوست گرامي داشتم به نظر ميرسد براي تحريم صحبت نو ويژه گراش نياز به يك حركت دسته جمعي و پرتوان لازم است اين كه صحبت نو هر بار ميايد و تا حد توان با ديد توهين اميزي به مردم گراش توهين ميكند براي ما بس درد اور و باعث رنجش خاطر ميشود لذا از شما دوست عزيز انتظار دارم ضمن اتحاد با ديگر وبلاگ ها و وبلاگ نويسان با صدور بيانيه اي تحت عنوان اعتراض به صحبت نو راه خود را از صحبت نو جدا كرده و مطالب اعتراض اميز خود را تا ظرف امروز و فردا بر روي صفحه نخست سايت انتشار شود لطفا مارو ياري كنيد (صحبت نو هم بخوانيد و ساكت نمانيد ) شما با نوشتن بيانيه ضمن ياري با ما از توهين هاي صحبت نو نيز جلوگيري ميكنيد پس بنويسيد
انشاالله كه خدا حافظ و نگهدار شما باشد»

پی‌نوشت:
- خوش‌ام می‌آید دوستان صحبت‌نو به این حد از توانایی رسیده‌اند که هر شماره کِرمی برای ریختن پیدا می‌کنند!
- صحبت‌نویی‌ها مراقب باشند خودشان سند تعطیلی‌شان را امضا نکنند!


بعدالتحریر: آقای رحمت مهیایی طی تماس تلفنی، مطلبی که به نام ایشان در قسمت نظرات درج شده بود را تکذیب کردند، که پاک شد!


 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در یکشنبه 28 تیر1388|  |

 



 
سربازی...  
 
 

 

این چند روزه یاد خدمت رفتن(!) خودم افتادم. این علامت تعجب به خاطر اینه که بچه ها سَرم رو از ته تراشیدن، ولی ما پامون به خدمت باز نشد و با یه کله کچل معاف شدیم.
بگذریم... اصل ماجرا اینه یکی از رفقای ما داره میره خدمت. جایی که من تجربه اش رو نداشتم، ولی دلهره رفتن اش رو چرا. الان هم نمی دونم توی ذهن مهدی چی میگذره...

به هر حال امیدوارم که اولا این که آدم رو علاف نکنن؛ یعنی نگن چندماه بعد برگرد، خودم اینو کشیدم، از فحش بدتره (رجوع شود به +). و این که خدمت رو یه جای خوب بیفته، هم خوش آب و هوا و هم نزدیک! و در آخر هم این که صحیح و سالم و ... برگرده.


بعد التحریر: دعای من ـ که یه جای نزدیک و خوش آب و هوا بود ـ مستجاب شد: جهرم، جهنم سبز!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388|  |

 



 
اخراجي‌ها2 ؛ فراتر از واقعيت  
 
 

 

ديروز براي كاري هم‌راه سعيد به شيراز رفته بودم. فرصتي شد تا اخراجي‌ها2 رو هم ببنيم.

در اخراجي‌ها2، بيشتر با يه فيلم طنز طرف هستيم تا يه فيلم جنگي يا دفاع مقدس. طنزي كه بعضي جاها غير قاب هضم هستش. همين طور كه توي تبليفات تلويزيوني و ... ديده بوديم فيلم توي يه بازداشت‌گاه بعثي مي‌گذره. حوادثي كه توي اين بازداشت‌گاه اتفاق ميفته، با چيزايي كه قبلا روايت شده متفاوته؛ البته در جزئيات، نه در كليات. عاقبت اون هواپيماربايي كه رخ مي‌ده هم جالبه. كلا توي اين فيلم با اتفاقاتي روبه‌رو ميشيم كه ممكنه اصلا با عقل جور در نياد. ولي خب بالاخره خود ده‌نمكي هم توي جبهه حضور داشته و اين تصميم‌گيري رو كمي سخت مي‌كنه!

پي‌نوشت:
- پيشنهاد مي‌كنم اين فيلم رو تا روي پرده هستش ببينين؛ ممكنه توي تلويزيون سانسور بشه!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 1 اردیبهشت1388|  |

 



 
تا اطلاع ثانوی...  
 
 

 





من مهدی وفائی‌فرد نیستم





بعدالتحریر1 - چهارشنبه - 26/1/88:
- دارم لبریز می‌شوم...

بعدالتحریر2 - پنج‌شنبه - 27/1/88:
- طراوت نیست...
- کاری از دست من هم بر نمی‌آید...
- خدایا! گر تو برانی به که روی آوریم...

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در یکشنبه 23 فروردین1388|  |

 



 
این چند روز از سال 88  
 
 

 

سلام
سال نوی همه شما مبارک باشه ان‌شاءالله. الان بیشتر از بیست روزه که این‌جا رو به روز نکردم. چند روزی رو مسافرت بودم. البته بقیه روزها رو حال به‌روز کردن نداشتم. اما امروز مثل این‌که حال‌اش هست:

سال‌نو؛ سال اصلاح الگوی مصرف: نمی‌خوام علت و هدف نام‌گذاری امسال رو توضیح بدم. اما یه نکته رو لازم دونستم بگم. بعد از این که از سوی مقام معظم رهبری امسال به‌نام «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف» اعلام شد، بعضیا این‌رو دست کم گرفتن و حتی مسخره کردن. شاید هیچ‌کی فکرش رو نمی‌کرد که سال 88 به این اسم نامگذاری بشه. اما اگه یه خورده بیشتر فکر کنیم و البته کمی هم به آمارها نیگا کنیم، می‌فهمیم که عجب مقوله‌ی عجیب و لازم و واجبیه. مصرف ما ایرانی‌ها مثل تصادفات جاده‌ای می‌مونه که هر یکی دو سال اندازه بم ملت می‌میرن، هیشکی هم به فکر نیست؛ حتی راننده‌ها. اصلاح مصرف از ریزترین مسائل شخصی تا کلان‌ترین کارها و پروژه‌های مملکتی رو در بر می‌گیره. سنجیده‌تر حرف‌هامون رو بزنیم!

دو رکعت نماز عشق: روز دوم نوروز بود که راهی مناطق جنگی جنوب شدیم. چندسالی بود که نرفته بودم. از طرفی، بارهای قبل هم با کاروان‌های این‌چنینی نرفته بودم. این‌بار نسبت به دفعات قبلی، به جاهای بیشتری هم سر زدیم: اروندکنار، شلمچه، مسجد جامع خرمشهر، طلائیه، پاسگاه زید، هویزه و فکه. حال خیلی خوبی داشت. هم بچه‌های کاروان و هم اون مناطق. بار اول بود که به فکه می‌رفتم. حال خیلی خوبی داشت. دو رکعت نماز هم رو اون شن‌های روان خوندیم... دو رکعت نماز عشق

باران: دیشب بارون اومد. بارون خیلی خوبی هم بود. مدت‌ها بود که همچین بارونی رو ندیده بودم. لذت بردم. لذت بردم از این‌که کنار مسجد ولی‌عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ایستاده بودم و بارون رو و اون همه آبی رو که اون‌جا جمع شده بود تماشا می‌کردم. و اون همه مردمی که به خاطر دیدن بارون به خیابون اومده بودن... دو رکعت نماز هم به شکرانه‌ی باران

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 11 فروردین1388|  |

 



 
ارمیایی دیگر از رضا امیرخانی  
 
 

 

چند روز پیش شیراز مهمون یکی از بچه‌های خوب دانشجو بودم. یک شب هم درخوابگاه پیش‌شون موندم. اتفاقا همون روزی که من اون‌جا بودم، جلسه نقد کتاب‌های رضا امیرخانی ـ نویسنده رمان‌های منِ او و بیوتن ـ هم بود. و از شانس من با حضور خود رضا امیرخانی. چقدر خوشحال شدم. جلسه توی سالن اجتماعات دانشکده ادبیات برگزار شد. دوتا منتقد داشت که ـ به قول یکی از دانشجوها ـ فقط امیرخانی رو نشونه رفته بودن برای توپوندن! اما خب امیرخانی هم کار خودش رو بلد بود... .

اما شاید مهمترین نکته اون جلسه که از دهن امیرخانی در رفت این بود که احتمالا بازهم توی کتابای آینده‌اش، «ارمیا» ـ شخصیت اول رمان‌های ارمیا و بیوتن ـ رو خواهیم دید. و چقد لذت داره رمان‌هایی که هم دنباله‌دار هستن و هم نیستن...


 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در چهارشنبه 14 اسفند1387|  |

 



 
مواج  
 
 

 

اون شب گفتي نگران مادرت هستي؛ اما كي فكرش رو مي كرد فقط چند ساعت بعد...
مصطفي‌جان! از دست دادن هر عزيزي سخته، چه برسه به اين‌‌كه اون يه نفر مادر باشه. ديشب كه ديدمت يه ‌جور احساس شرم بهم دست داد. علت‌اش رو نمي‌دونم. دوست داشتم محكم بغلت كنم، حتي با هم گريه كنيم، ولي...
بازگشت همه‌‌مون به سوي همون خدايي هستش كه ما رو آفريده... و تو اين لحظات چه كاري قشنگ‌تر از صبر.

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 6 اسفند1387|  |

 



 
برف  
 
 

 

برف زمستانی کوه سیاه گراش را سپیدپوش کرد:

برف by you.


تصاویر بیشتر از محرم امسال و برف را در فوتوبلاگم ببینید: +

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در پنجشنبه 26 دی1387|  |

 



 
یوسف پیامبر و آمار بازدید وبلاگ  
 
 

 

در این که سریال یوسف پیامبر(ع) (+زلیخا) طرفدارای زیادی داره که جای هیچ شک و شبه ای نیست؛
اما اون چیزی که مهمه اثرات زیادیه که روی همه چیز ـ از تولید انواع جوک گرفته تا بالابردن آمار بازدید وبلاگ ـ گذاشته!
طبق بررسی های انجام شده و نظرسنجی های به عمل اومده، وجود عبارت «سریال یوسف پیامبر(ع)» ـ یا یه همچین چیزایی ـ تو یه وبلاگ، میتونه باعث بالابردن آمار بازدید اون وبلاگ بشه!

 پی نوشت: البته نه این که خیال کنین من هم به خاطر بالابردن آمار بازدید وبلاگ این پست رو گذاشتم ها؛ این پست فقط جنبه خبررسانی داره، وگرنه ما به این چیزا نیازی نداریم!

 بعدالتحریر:
- کلمات موثر در افزایش آمار بازدید وبلاگ به شرح ذیل می باشد:
یوسف، یوزارسیف، زلیخا، پوتیفار (بوتیفار)، آمون (هامون)، آمن هتب، عزیز مصر، فرج الله سلحشور و ...
- وجود عکس با گریم و بدون گریم بازیگر نقش حضرت یوسف ـ مصطفی زمانی ـ هم تاثیر زیادی داره!

مرجع وب های گراش هم بعد از مدت ها به روز شد!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در پنجشنبه 7 آذر1387|  |

 



 
تا بارانی نشویم، باران نمی بارد!  
 
 

 

ملت همه دیوانه اند، اینقدر دعا میکنند باران ببارد، باران که میبارد میروند زیر سقف!

پ.ن: شاید هم من دیوانه ام که می گذارم باران خیس خیس خیس ام کند.

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در جمعه 25 مرداد1387|  |

 



 
تلخ  
 
 

 


بعضی وقتا وقتی داری تقویم رو ورق میزنی، به روزايي ميرسي كه خاطراتي رو واسه آدم رقم ميزنن!
امروز هم از اون روزاست... ۱۲مرداد!
هرچند اصل امروز روز خيلي شيريني بود، اما زمان اون رو خيلي تلخ كرد... تلخ تر از اوني كه بشه فكرشو كرد!



پ.ن: امسال هم دوباره بعضیا این رو تکرار کردن... خدا کنه زمان، خوشحالی شون رو خراب نکنه!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در یکشنبه 13 مرداد1387|  |

 



 
ما هم Firefoxی شدیم!  
 
 

 

از بس تبلیغات زیاد بود، ما هم جو گیر شدیم و با این اینترنت زغالی، Firefox 3.0 رو 2بار دانلود کردیم تا ما هم از اون چند میلیونی که ان نرم افزار رو دانلود کردن عقب نمونیم... البته الان هم کلی حال میکنم از کار کردن با این نرم افزار!

پ.ن1: از سرعت لودش حال میکنم!
پ.ن2: شما هم دانلود کنین بد نیست:  Mozilla FireFox 3.0 , Portable Edition
 

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در شنبه 1 تیر1387|  |

 



 
استقلال قهرمان شد...  
 
 

 

خبُ، امروز تلافی همه بازی های بد تیم استقلال تو لیگ برتر رو در آوردیم!
یه بازی خیلی حساس که اواخر بازی حساس تر هم شد... و یه برد شیرین برای استقلالی ها!

به همه آبی ها تبریک میگم این پیروزی رو...

 


عکس هایی از خوشحالی هواداران تیم محبوب استقلال در گراش

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در سه شنبه 28 خرداد1387|  |

 



 
مرجع وب های گراش  
 
 

 

مدتی بود که میخواستم یه وبلاگ بسازم و توی اون همه سایت ها و وبلاگ های گراش رو معرفی کنم. تا این که حدود ۱سال پیش این اتفاق افتاد و "مرجع وب های گراش" بوجود اومد.
واسه جمع آوری لینک ها، کلی توی گوگل و یاهو و ... جست و جو کردم.  دوستانی که اهل وبگردی بودن هم کلی کمک کردن تا مرجع وب های گراش بتونه یه آرشیو جامع و کامل باشه واسه وب های گراش.

هرچند اوایل بیش تر از اون استقبال میشد، اما هنوزم هستن اونایی که خواستار معرفی وبلاگشون هستش. همچنان هم سعی می کنم که اگه وبلاگ جدیدی رو پیدا کردم، به لینکستان وبلاگ اضافه کنم.

بقیه اش رو خودتون ببینین:

http://WebGerash.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در دوشنبه 13 خرداد1387|  |

 



 
پسرکٍ دائم الوضو!  
 
 

 

قیافه اش به مذهبی ها نمیخوره؛ و اگه یه کم باهاش صحبت کنی، می فهمی که طرز تفکرش هم خیلی مثل مذهبی ها نیس!
این پسره با این که کلاس دوم دبیرستانه، اما همیشه دائم الوضو هستش. یعنی همیشه وضو داره. با وضو از خونه میاد بیرون، با وضو میخوابه و ...

به این عادت این پسره بدجور حسودیم میشه...همین!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در جمعه 10 خرداد1387|  |

 



 
بیوَتَن | آخرین نوشته رضا امیرخانی  
 
 

 

 

اولین کتابی که از رضا امیرخانی به دستم رسید، "داستان سیستان" بود. سفرنامه‌ی مقام معظم رهبری به استان سیستان و بلوچستان تو سال 81. بعضی رُک نویسی‌ها و البته قلم قوی امیرخانی باعث شد که برم و بقیه کتاب‌هاش رو هم بخونم. "ارمیا، ازبه، ناصر ارمنی و نشت نشا". این چهارتا هم واقعا قلم خیلی خوبی داشتن.

اما معروف‌ترین کتاب رضا امیرخانی، "منِ او" هستش. این کتاب رو نتونستم بخونم. شاید چون بهترین اثر نویسنده به حساب می‌اومد و دلم می‌خواست آخر سر برم سراغش: بعد از خوندن "بیوَتَن".

بیوتن (بی‌وطن، بی‌وتن) تو نمایشگاه امسال تهران رونمایی شد. من هم سفارش کردم به بچه‌ها یکی واسم بیارن. این کتاب داستان یه جوون مذهبی هستش که وارد آمریکا میشه و ... . کتابی که برای نوشتن‌اش بیش‌تر از 6 سال وقت صرف شده و امیرخانی با اتومبیل کلی از ایالت‌های امریکا رو زیر پا گذاشته تا از وضعیت مهاجرین بیشتر مطلع بشه!

میشه گفت این کتاب ادامه کتاب "ارمیا" هستش. این رمان خیلی بهتر از قبلی‌ها تونسته به خوبی اشخاص یک جامعه رو به نقد بکشه. اشخاصی که ممکنه هر روزه با اون‌ها (اونم توی ایران، و نه امریکا!) سر و کار داشته باشیم.

 

ما که اهل تقد واین‌جور چیزا نیستیم... فقط پیشنهاد می‌کم اگه خواستین "بیوتن" رو بخونین، قبل‌اش "ارمیا" رو خونده باشین!

 

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در چهارشنبه 1 خرداد1387|  |

 



 
Untitled  
 
 

 

 
پوچ...


پ.ن: پشیمان شدیم از نوشتن! 

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در یکشنبه 15 اردیبهشت1387|  |

 



 
آب زنید راه را... محبوب دل ها می آید  
 
 

 

محبوب دل ها می آید

همین که میشنویم آقا می آید فارس... یا نزدیک تر؛ همین لار(!)؛ کلی خوش به حالمان میشود.

تلویزیون را که روشن میکنی، میبینی آقا میان آن هم جمعیت، و دست تکان دادن ها؛ کلی خوش به حالمان میشود.

ورزشگاه حافظیه و شور و اشتیاق و آقا برایشان دست تکان میدهد، و ما همه سرباز توئیم خامنه ای؛ کلی خوش به حالمان میشود.

دیدار خصوصی آقا را میبینی و جانبازان و خانواده شهدا و اشک و... ؛ اما این بار خوش به حال من میشود که دیدار خصوصی دارم... تمام!

 

 

نوشته شده توسط مهدى وفائی‌فرد در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387|  |

 






 
 
 
  بلاگفا تم دیزاینر