اولین کتابی که از رضا امیرخانی به دستم رسید، "داستان سیستان" بود. سفرنامهی مقام معظم رهبری به استان سیستان و بلوچستان تو سال 81. بعضی رُک نویسیها و البته قلم قوی امیرخانی باعث شد که برم و بقیه کتابهاش رو هم بخونم. "ارمیا، ازبه، ناصر ارمنی و نشت نشا". این چهارتا هم واقعا قلم خیلی خوبی داشتن.
اما معروفترین کتاب رضا امیرخانی، "منِ او" هستش. این کتاب رو نتونستم بخونم. شاید چون بهترین اثر نویسنده به حساب میاومد و دلم میخواست آخر سر برم سراغش: بعد از خوندن "بیوَتَن".
بیوتن (بیوطن، بیوتن) تو نمایشگاه امسال تهران رونمایی شد. من هم سفارش کردم به بچهها یکی واسم بیارن. این کتاب داستان یه جوون مذهبی هستش که وارد آمریکا میشه و ... . کتابی که برای نوشتناش بیشتر از 6 سال وقت صرف شده و امیرخانی با اتومبیل کلی از ایالتهای امریکا رو زیر پا گذاشته تا از وضعیت مهاجرین بیشتر مطلع بشه!
میشه گفت این کتاب ادامه کتاب "ارمیا" هستش. این رمان خیلی بهتر از قبلیها تونسته به خوبی اشخاص یک جامعه رو به نقد بکشه. اشخاصی که ممکنه هر روزه با اونها (اونم توی ایران، و نه امریکا!) سر و کار داشته باشیم.
ما که اهل تقد واینجور چیزا نیستیم... فقط پیشنهاد میکم اگه خواستین "بیوتن" رو بخونین، قبلاش "ارمیا" رو خونده باشین!